X
تبلیغات
غبار نجف

غبار نجف

 

[ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 ] [ 19:17 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

یاعلی حیدر مددی . جناب نظام کلبی ؛ دیگر بیسوادی را به اوجش رسانده ای شما اصلا در حد و اندازه ای که بنده بخواهم با شما بحثی داشته باشم را ندارید .

سوالاتی بود که در بحث های قبل از شما پرسیده شد بدون آنکه جوابش را با استدلال و منطق بخواهید بدهید از پاسخش سر باز زدید . بنده از شما خواستم  تا برای بنده بفرمائید در کدام آیه قرآن آمده یا ایها المسلمون اتحدو اتحدو ... از شما خواستم تا بفرمائید که شیخ مفید در کجا فرموده است حضرت رقیه نیست با ذکر منابع و ماخذ آن عنوان کنید تا بنده بررسی کنم . گفتی سنی با وهابی فرق دارد بنده از شما می پرسم چه فرقی دارد ؟ شما باز همانند طفلی که تازه زبان باز کرده می گویی فرق دارد . خب بلعخره قصد مناظره علمی دارید یا نه ؟ شما حتی ابتدائی ترین آداب مناظره را نمی دانی . نمی دانی که دربحث علمی لاعقل باید منابع و مصادر را عنوان کرد .

در مورد برنامه طنز خنده بازار بنده ایراد کردم که ،  بنا به فرموده ائمه هدی علیهم سلام ،  لعن فرمو دند که زنی در لباس مرد باشد ویا مردی در لباس زن ،  گفتیم  پیامبر صلوات الله علیه و آل و سلم این را از وقایع آخر الزمان دانسته اند   ...شما بنده را متهم کردید به نفهمیدن برنامه های طنز و صحبت لرل و هاردی و این حرفهای صد من یک غاز . بنده دیدم شما سواد حدیثی و روایی ندارید آمدم از راه استدلال عقلی وارد شدم فقط یک سوال از شما و تمام مدعیان حکومت فاسد تان دارم . آیا حاظر هستید مادر و خواهرتان را در یک رسانه ملی بیاورند و یک سیبیل کلفت برایش بگذارند تا دیگران را بخنداند یا نه ؟ جواب بنده یک کلام است " بله یا خیر ؟

در پیام قبلی خود  یک آیه قرآن جعل کردی آبرویت را بردم . اما متنبع نشدی با کمال وقاهت یک حدیث دیگر برایم جعل کردی

امام صادق فرمودند:هر نوزادی ازشیعیان مابه دنیا میاد دردست حضرت زهرا بزرگ می شود

این حدیث را از کجا جعل کرده ای نکند این را هم در راه پیمائی ها و پایگاه های بسیج یادتان داده اند

 

غیرازایران کدام کشورحاکمیت اسلامی دارد که حاکم آنجا راانتخاب کرده باشنددرطول غیبت کبری ولی هم وجود داشت ولی نتوانستند حکومت تشکیل دهندمانند:شیخ مفید یامحقق حلی درزمان صفوی که به عنوان دستیار شاه بودند ولی حاکم نبودند.تنها وقتی که شد حکومتی پیرامون شیعه درست شود زمان امام خمینی اتفاق افتاد

قبل از اینکه خمینی قیام کند و حکومت اسلامی !!!!!!!!! البته با چند علامت تعجب تشکیل دهد در کشور عراق مردم خودشان قیام کردند و حکومت اسلامی تشکیل دادند . اما چون حاکمان حکومتی بعد از رسیدن به قدرت خون مردم را در شیشه ریخته بودند خود همان مردم دوباره قیام کردند و حکومت را تعقیر داند

اما برسیم به اصل مطلب . یعنی مادرتان عایشه . نمی دانم چرا هر بار که بنده گفتم مادرتان عائشه به شما برخورد . خلاصه تکلیف ما را روشن کنید . ایا عایشه ام المومنین است یا خیر؟ اگر نیست که بحثی با هم نداریم اصلا خودتان پاسخ خودتان را داده اید . اما اگر همچنان معتقد هستی عایشه مادر مومنین است بنا به اسناد مخشوشی که بیان کردی پس چشمان کورتان را باز کنید و ببیند که مادرتان شب ها چه مردان نا محرمی را به خانه دعوت می کرد و پستان خود را در دهان آنها قرار می داد

 چشمان کورت را باز کن و اسناد را از مصادر برادران سنی مذهبت ببین

 


عايشه به پیامبر نسبت می دهد:«رسول خدا (ص) به «سهلة» دختر «سهيل» دستور داد كه به پسر خوانده‏اش «سالم» شير بدهد. او گفت: چگونه به او شير بدهم در حالى كه او مردى بزرگ است؟!!!پيامبر(ص) تبسمى كرد و فرمود: من مى‏دانم كه او مردى بزرگ است». (يعنى با اين حال مى‏گويم به او شير بده تا با تو محرم شود)

(1)
يعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و يا مردى را شير دهد!

(2)
مراد از آيه رجم، مطابق آنچه كه اهل سنت گفته‏اند و در پاورقى صحيح مسلم نيز آمده (كتاب الرضاع، ح 26) اين عبارت است: «الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما» و در بعض اقوال با اضافه كلمه «البته» يعنى: اگر پيرمرد و پيرزنى زنا كردند حتما آن دو را سنگسار كنيد.

(3)
سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب 36، ح 1943.

و تا شوهر تو يعنى «أبو حذيفة» از اينكه او وارد بر تو مى‏شود ناراحت نشود(1)

اين دو دليل عايشه ، نه مورد قبول ساير همسران رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قرار گرفت و نه احدى از علماى اهل سنت بدان فتوا دادند. تذكر اين نكته نيز لازم است كه داستان شير خوردن «سالم» را نيز فقط عايشه نقل كرده است كه در آن اشكالات متعددى ديده مى‏شود كه مهمترين آنها اين است كه:

اگر سالم با «سهلة» نامحرم است چگونه مى‏تواند شير او را بخورد؟

 
أبو حذيفة از اينكه سالم به زنش -كه با او نامحرم است- نگاه مى‏كند ناراحت مى‏شود!!! ولى اگر پستان زنش را بمکد و شير زنش را بخورد ناراحت نمى‏شود!!!

 
آيا مى‏توان پذيرفت كه نگاه كردن به زنى حرام باشد ولى مكيدن شير از پستان او حلال؟!!!

 
راستى چقدر مسخره است!

آيا نمى‏توان به قاطعيت گفت: كه اين روايت همچون آيه‏اى كه بره ‏اى بتواند آن را بخورد ساختگى است؟

آيا از مجموع اين داستان نمى‏توان فهميد كه عايشه از جعل حديث واهمه و ابائى نداشت؟

آيا باز هم مى‏توان به روايات عايشه اعتماد كرد؟

بعض از علماى بکری و عمری در توجيه شير خوردن سالم گفته‏اند كه ممكن است سهلة شير خود را در ظرفى ريخته و سالم از آن نوشيد و با اين توجيه خواسته‏اند كه اشكال مزبور را رفع كنند!!!

 
اينان از اين نكته غافل شدند كه اگر چنين است چرا سهله از اين نوع شير دادن ناراحت بود؟

مى‏خواهد سالم مردى بزرگ باشد يا نباشد.

از اين گذشته با كلمه «رضاع» كه اصطلاحا به معناى مكيدن شير از پستان است مناسبت ندارد.

زيرا رضاع هنگامى صادق است كه طفل، شير را از پستان بمكد نه آنكه آن را در ظرفى ريخته و به او بدهند.

در مورد «رضاع كبير» نيز چنين توجيه كردند كه اين آيه، هم نسخ تلاوت شده و هم نسخ حكم!

در پاسخ آن بايد گفت: اولا- آيه تا زمان رحلت رسول خدا(ص) به قول عايشه- زير رختخواب او وجود داشت!!!

 
آيا بعد از وفات آن حضرت، جبرئيل نازل شد و آن را نسخ كرد؟!

ثانيا - چگونه مى‏شود كه حكمى نازل شده باشد و مردم از آن با خبر نباشند و فقط عايشه آن را بداند و سپس نسخ آن بيايد و از نسخ آن هم كسى مطلع نشود و بعدها علماى اهل سنت آن را در توجيه ادعاى عايشه نقل كنند؟!

ثالثا - عايشه كه مدعى وجود آن آيه است آن را به عنوان حكمى الهى تلقى كرده و ادعا مى‏كند داجن آن را خورد نه آنكه نسخ شده باشد و معناى آن اين است كه اگر داجن آن را نمى‏خورد زنها مى‏توانستند به نص آن آيه (كه عايشه ـ و فقط او ـ ادعاى نزول آن را داشت) مرد بزرگى را شير دهند تا آن مرد به منزله پسر او باشد.

چنانچه عايشه خود چنين مى‏كرد؛ يعنى هر كس را كه دوست داشت وارد بر او شده همچون محرمى با او نشست و برخاست نموده و خود را از او نپوشاند، به دختر برادر و يا دختر خواهرش دستور مى‏داد كه او را شير دهد!!! البته ساير زنهاى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از اين كار ابا مى‏نمودند.

«...
فبذلك كانت عايشه تأمر بنات أخواتها وبنات أخوتها أن يرضعن من أحبت عايشه أن يراها ويدخل عليها

(1)
الف - صحيح مسلم، ج 2، ص 8 - 1076، كتاب الرضاع، باب رضاعة الكبير، ح 31 - 26.

ب - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 1943.

ج - سنن أبى داود، ج 2، ص 223، كتاب النكاح، باب فيمن حرم به، ح 2061.

د - سنن نسائى، ج 6، ص 105 - 103، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 22 - 3316.

در اينجا متن يكى از روايات صحيح مسلم را مى‏آوريم:

«
عن عايشه قالت: جاءت سهلة بنت سهيل إلى النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم فقالت: يا رسول اللّه إنى أرى في وجه أبى حذيفة من دخول سالم (وهو حليفه). فقال النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم : أرضعيه. قالت: وكيف أرضعه وهو رجل كبير! فتبسم رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وقال: قد علمت انّه رجل كبير».

وإن كان كبيرا خمس رضعات ثمّ يدخل عليها. وأبت أم سلمة وسائر ازواج النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم أن يدخلن عليهن بتلك الرضاعة أحدا من الناس حتى يرضع في المهد...»(1).

«
أم سلمة به عايشه مى‏گفت: پسر مميز بر تو وارد مى‏شود (و تو حجاب نمى‏كنى) و من دوست ندارم كه بر من وارد شود»(2).

در اينجا براى اينكه معلوم شود كه چه شير دادنى محرميت مى‏آورد به چند روايت از صحاح رجوع مى‏كنيم:

1 - «
عن عايشة قالت: دخل علىّ رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وعندى رجل قاعد فاشتدّ ذلك عليه ورأيت الغضب في وجهه. قالت فقلت: يا رسول اللّه! انّه اخى من الرضاعة قالت فقال: أنظرن اخوتكن من الرضاعة. فانما الرضاعة من المجاعة»(3).

عايشه مى‏گويد: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر من وارد شد. مردى نزدم نشسته بود. اين صحنه بر آن حضرت گران آمد و آثار غضب را در چهره‏اش مشاهده كردم. گفتم: يا رسول اللّه اين مرد برادر رضاعى من است. فرمود: در اين امر دقت كنيد كه رضاع وقتى ثابت است كه طفل شير خوار از پستان زنى شير بخورد. (و به وسيله شير، سير شود).

معلوم مى‏شود كه آن شرايط در آن مرد وجود نداشت و إلاّ غضب پيامبر(ص) قبل از آنكه بپرسد كه اين مرد كيست موردى نداشت. از اين گذشته چنين نبود كه آن حضرت برادر رضاعى عايشه را نشناسد و نداند كيست.

2 - «
عن عبد اللّه بن زبير أنّ رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم قال: «لا رضاع إلاّ ما فتق الامعاء»(4).

ابن زبير از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: رضاع (شير خوارگى كه باعث محرم شدن مى‏شود) هنگامى صادق است كه باعث سيرى شود (يعنى شير كودك را سير كند و نياز به غذاى ديگرى نداشته باشد).

3 -
واضح‏تر از آن روايت زير است:

«
عن أم سلمة قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم : لا يحرم من الرضاعة إلاّ ما فتق الامعاء في الثدى وكان قبل الفطام»(5).

رضاع هنگامى درست است كه قبل از دو سالگى بوده و طفل با مكيدن از پستان از شير زن سير شود. (يعنى به غذاى ديگرى نيازمند نباشد).

(1)
الف - سنن أبي داود، همان.

ب - مسند احمد حنبل، ج 10، ص 138، ح 26390.

(2)
صحيح مسلم، ج 2، ص 1077، كتاب الرضاع، باب 7، ح 29.

«
قالت أم سلمة لعائشة: انّه يدخل عليك الغلام الايفع الذى ما أحب أن يدخل على».

(3)
الف - صحيح بخارى، ج 3، ص 223، كتاب الشهادات، باب الشهادة على الانساب، و ج 7 ص 12، كتاب النكاح، باب من قال: لارضاع بعد حولين... .

ب - صحيح مسلم، ج 2، ص 1078، كتاب الرضاع، باب 8، ح 32، (عبارت متن از صحيح مسلم است).

و در پاورقى در معناى «انما الرضاعة من المجاعة» مى‏نويسد: «يعنى إن الرضاعة التى تثبت بها الحرمة وتحل بها الخلوة هى حيث يكون الرضيع طفلا يسد اللبن جوعته» يعنى رضاعى كه محرميت مى‏آورد آن است كه شير خورنده كودكى باشد كه شير گرسنگى او را برطرف كند).

ج - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 626، كتاب النكاح، باب 37، ح 1945.

د - سنن أبي داود، ج 2، ص 222، كتاب النكاح، باب في رضاعة الكبير، ح 2058.

ه - سنن نسائى، ج 6، ص 101، كتاب النكاح، باب 51، ح 3309.

(4)
سنن ابن ماجة، همان، ح 1946.

(5)
سنن ترمذي، ج 3، ص 458، كتاب الرضاع، باب 5، ح 1152.

4 - «
عن ابن مسعود قال: لا رضاع إلاّ ما شدّ العظم وأنبت اللحم فقال ابو موسى: لا تسألونا وهذا الخبر فيكم»(1).

 

 

مسلم نيشابورى در صحيح خود مى‌نويسد كه عبد الله بن شهاب خولانى از كسانى است كه در خانه عائشه محتلم شده است:وحدثنا أَحْمَدُ بن جَوَّاسٍ الْحَنَفِيُّ أبو عَاصِمٍ حدثنا أبو الْأَحْوَصِ عن شَبِيبِ بن غَرْقَدَةَ عن عبد اللَّهِ بن شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ قال كنت نَازِلًا على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ في ثَوْبَيَّ فَغَمَسْتُهُمَا في الْمَاءِ...(1)از عبد الله بن شهاب خولانى نقل شده است كه من بر خانه عائشه وارد شدم؛ پس در لباس خود محتلم شدم و سپس لباسم در آب فروبردم...

هَمَّامِ بن الحرث

ابوداود سجستانى در سنن خود كه يكى از صحاح سته اهل سنت به شمار مى‌رود، مى‌نويسد كه همام بن الحرث نيز از كسانى است كه در خانه عائشه محتلم شده است:حدثنا حَفْصُ بن عُمَرَ عن شُعْبَةَ عن الْحَكَمِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ بن الحرث أَنَّهُ كان عِنْدَ عَائِشَةَ رضي الله عنها فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ....(2)از همام بن حرث نقل شده است كه او در نزد عائشه بود كه محتلم شد؛ پس كنيزى او ديد كه اثر جنابت را از لباسش مى‌شويد....

مردي از قبيله نخع

احمد بن حنبل مى‌نويسد كه مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و در خانه او محتلم شد:ان رَجُلاً مِنَ النخغ كان نَازِلاً على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمَ فَأَبْصَرَتْهُ جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ وهو يَغْسِلُ أَثَرَ الْجَنَابَةِ من ثَوْبِهِ أو يَغْسِلُ ثَوْبَهُ....(3)مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و سپس محتلم شد؛ پس كنيز عائشه او در حال شستن اثر جنابت ديد...

مردي گمنام

مسلم نيشابورى در روايت ديگر مى‌نويسد كه مردى در خانه عائشه محتلم شد؛ اما از بردن نام او خوددارى كرده است:وحدثنا يحيى بن يحيى أخبرنا خَالِدُ بن عبد اللَّهِ عن خَالِدٍ عن أبي مَعْشَرٍ عن إبراهيم عن عَلْقَمَةَ وَالْأَسْوَدِ أَنَّ رَجُلًا نَزَلَ بِعَائِشَةَ فَأَصْبَحَ يَغْسِلُ ثَوْبَهُ فقالت عَائِشَةُ: إنما كان يُجْزِئُكَ إن رَأَيْتَهُ أَنْ تَغْسِلَ مَكَانَهُ...(4)ابومشعور از علقمه و أسود نقل كرده است كه مردى بر عائشه وارد (و جنب شد) صبح در حال شستن لباسش بود كه عائشه به او گفت: همين كه جاى منى را بشويى كفايت مى‌كند....

مهمان عائشه كه ملحفه زرد بر روي خود انداخته بود

ترمذى در مسند خود مى‌نويسد كه مهمانى در خانه عائشه وارد شد، عائشه ملحفه زردى بر روى او انداخت و او در خواب محتلم شد:حدثنا هَنَّادٌ حدثنا أبو مُعَاوِيَةَ عن الْأَعْمَشِ عن إبراهيم عن هَمَّامِ بن الحرث قال ضَافَ عَائِشَةَ ضَيْفٌ فَأَمَرَتْ له بِمِلْحَفَةٍ صَفْرَاءَ فَنَامَ فيها فَاحْتَلَمَ فَاسْتَحْيَا أَنْ يُرْسِلَ بها وَبِهَا أَثَرُ الِاحْتِلَامِ فَغَمَسَهَا في الْمَاءِ ثُمَّ أَرْسَلَ بها فقالت عَائِشَةُ لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا إنما كان يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ وَرُبَّمَا فَرَكْتُهُ من ثَوْبِ رسول اللَّهِ e بِأَصَابِعِي قال أبو عِيسَى هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.(5)همام بن حرث گفت: شخصى مهمان عائشه شد، عائشه دستور داد كه ملحفه زردى بر روى او بيندازند، پس مهمان خوابيد و محتلم شد؛ مرد خجالت كشيد كه ملحفه را بفرستد؛ در حالى كه اثر جنابت در آن ديده مى‌شود؛ پس آن را در آب فرو كرد؛ سپس آن را فرستاد. پس عائشه گفت: لباس ما را از بين بردى، كافى بود كه اثر جنابت را با ناخن‌هاى مى‌خراشيدى؛ گاهى من آن را از لباس رسول خدا (ص) با انگشتانم مى‌تراشيدم. ابوعسى (ترمذي) گويد: اين روايت «حسن» و «صحيح» است.

آيا واقعا عائشه بعد از رسول خدا مردان را به خانه خود راه مى‌داده و‌ آن‌ها شب در خانه او كه در آن زمان بيوده بوده مى‌مانده‌اند و محتلم مى‌شده‌اند؟اگر اين مطلب واقعيت داشته باشد، بايد به مظلوميت پيامبر (ص)‌ گريه كرد كه چگونه همسر او با سفارشات پيامبر خدا مخالفت و مردان نامحرم را به خانه خود راه مى‌داده است(البته ما هيچگاه دنبال اثبات اين اراجيف نيستيم).اما اگر واقعيت نداشته، چرا اهل سنت چنين تهمت‌هاى زشت را به همسر رسول خدا زده و اين مطالب را در صحيح‌ترين كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند؟

پي نوشت:

(
١)النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص239 ح 290، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.

(2)
السجستاني الأزدي، ابوداود سليمان بن الأشعث (متوفاي 275هـ)، سنن أبي داود، ج1، ص101، ح371، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.

(3)
الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6، ص125، ح24983، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

(4)
النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص238 ح288، كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.

(5)
الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي (متوفاي 279هـ)، سنن الترمذي، ج1، ص199، ح116، كِتَاب أبواب الطَّهَارَةِ، بَاب ما جاء في الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.

 

 

درپایان یکی از وبلاگ نویسان تند روسیاسی از دوستان آقای کلبی ؛ بنده را تهدید کردند ، سلام بنده را به ایشان برسانید و بگوئید . ما برای دفاع از عقاید حقه شیعه و ائمه هدی از جان خودمان و خانواده مان گذشته ام . خون من باشد فدای خون حیدر



برچسب‌ها: ام المونین وپستان نهادن در دهان ملت
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 8:11 ] [ اسیر سلسله ] [ ]


    یا علی حیدر مددی

به مناسب  دهم جمادی الاول مطالبی را در مورد عایشه ملعونه خدمت دوستان ولائی ،  حقیقت جویان راه معرفت وتشنگان حقیقت قرار دادیم امیدوارم مورد رضایت بی بی دوعالم فاطمة الزهرا سلام الله علیها قرار گیرد

دوستان لطفا به ادامه مطالب بروید و کلیپ های بسیار زیبایی رو که برایتان لینک کردیم را دانلود کنید

دهم جمادی الاولی چه روزی است :؟

جنگ جمل

در سال 36 هجري  در چنين روزى، جنگ جمل اتفاق افتاد(2) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند كريم بر اميرالمؤمنين‏ عليه السلام واقع شد.(3) كفعمى ‏رحمه الله 15 اين ماه را روز جنگ جمل مى‏داند.(4)
 
ابتداى اين واقعه از آنجا شروع شد كه بعد از بيعت مردم با اميرالمؤمنين‏ عليه السلام، طلحه و زبير به بهانه عمره از مدينه خارج شدند و به عايشه پيوستند. عبداللَّه بن عامر كه قبلاً عامل عثمان در بصره بود و از طرف اميرالمؤمنين‏ عليه السلام عزل شده بود، به مكه آمد و شترى كه دويست دينار خريده بود براى عايشه آورد و به طرف بصره حركت كردند تا به اين شهر رسيدند. پس از ورود، به خانه عثمان بن حنيف عامل اميرالمؤمنين‏ عليه السلام ريختند و او را اسير كردند و بسيار كتك زدند.
 
 
اميرالمؤمنين‏ عليه السلام براى مقابله با آنها به طرف بصره حركت فرمودند. در اين جنگ همراه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام، امام حسن و امام حسين‏ عليهما السلام و همچنين محمد حنفيه و عبداللَّه بن جعفر و اولاد عقيل و عده‏اى از جوانان بنى‏هاشم همراه با عمار و ابوايوب انصارى و عده‏اى از مهاجر وانصار بودند. 80 نفر از اصحاب بدر، 250 نفر از كسانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله در بيعت شجره شركت كرده بودند و 1500 نفر از ساير اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله شركت كردند.(5)
 
 
مسلم مجاشعى را همراه با قرآنى فرستادند كه بصريان را به حكم قرآن بخواند، ولى آنها مسلم را هدف تير ساختند و شهيد كردند. بعد از موعظه‏هاى عمار و فرمايشات اميرالمؤمنين‏عليه السلام، در دهم جمادى الاولى جنگى را كه عايشه شروع كرده بود ادامه دادند و اميرالمؤمنين‏عليه السلام در مقام مقابله با آنها برآمدند. در اين جنگ از لشكر اميرالمؤمنين‏عليه السلام كه 20 هزار مرد جنگى بودند پنج هزار نفر شهيد شدند، و از لشكر عايشه كه 30 هزار نفر بودند 13000 نفر كشته شدند.(6)
 
 
آخر الامر كه پيروزى نصيب لشكر اميرالمؤمنين‏ عليه السلام شد، حضرت كنار هودج عايشه آمدند و فرمودند: «اى حميرا، پيامبر تو را امر كرده بود كه به جنگ من بيرون آيى؟ آيا تو را امر نفرمود كه در خانه خود بنشينى و بيرون نيايى؟ بخدا سوگند، انصاف ندادند آنانكه زنهاى خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بيرون آوردند». محمد بن ابى‏بكر خواهرش را از هودج بيرون كشيد. اميرالمؤمنين‏عليه السلام دستور داد او را به خانه صفيه دختر حارث بن ابى‏طلحه ببرند و بعد او را به مكه و از مكه به مدينه فرستاد. در اين جنگ زيد بن صوحان كه از بزر گان لشكر و شيعيان اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بود شهيد شد و آن حضرت بالاى سرش آمده فرمودند: «اى زيد، خدا رحمتت كند كه تعلقات دنيوى تو اندك بود، و امداد تو در دين بسيار بود».

تحویل پیراهن امام حسین(ع) به حضرت زینب(س)

در اين روز حضرت زهرا عليها السلام پيراهن ابراهيم خليل الرحمن ‏عليه السلام را به زينب كبرى‏ عليها السلام دادند و فرمودند: «هنگامى كه برادرت حسين ‏عليه السلام اين پيراهن را از تو خواست، بدانكه ساعتى بيشتر مهمان تو نيست، و سپس به بدترين حالات به دست اولاد زنا كشته مى‏شود». اين برنامه سه روز قبل‏ از شهادت حضرت زهرا عليها السلام بود.(۷)

 

---------------------------------------------
1) نك: الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 398؛ أنساب الأشراف – ترجمة اميرالمؤمنين(ع) - (بلاذري)، ص 129؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 577؛ الجمل (شيخ مفيد)، ص 179 و وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 239.
2) تتمة المنتهى: ص 22 - 17. فيض العلام: ص 239.
3) مسار الشيعة: ص 31. بحار الانوار: ج 97 ص 384. مصباح كفعمى: ج 2 ص 597 . العدد القوية: ص 53 . مصباح المتهجد: ص 733.
4) مصباح كفعمى: ج 2 ص 597 .
5) بحار الانوار: ج 32 ص 183.
6) بحار الانوار: ج 32 ص 211  196  174. منتخب التواريخ: ص 161 - 159. تعداد شهداى لشكر اميرالمؤمنين ‏عليه السلام را هزار و هفتاد نفر و نيز هزار و هفتصد نفر و به قولى چهار هزار نفر هم گفته‏اند.

۷) وقايع الشهور: ص 95.

( برگرفته از کتاب تقویم شیعه استاد بزرگ وار بندانی )

لطفا برای دانلود کلیپ ها به ادامه مطلب بروید


موضوعات مرتبط: پاسخ به شبهات
برچسب‌ها: غسل جنابیت, عایشه درقرآن, سریال عایشه, سینه زنی عایشه, ام المونین
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 10:16 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

سلام خوب نیست فرزندحضرت زهرارا دجال بنامی ادب داشته باش واگرنه بدمی شود.

یاعلی حیدر مددی

شما ابتدا ثابت بفرما که ایشان از ذریه سادات هستند بعد ما را تهدید کن و پاچه مان را بگیر1. علامه میرجهانی بزرگ اعلی مقامه شریف با آن عظمت خود در علم فقه و علوم اللهی و حتی علوم خفیه و غریبه خودشان در زندگی نامه شان فرمودند که برایم از طریق علوم غریبه و جفر ثابت شده بود که سید هستم اما باز به آن اعتماد نکرده و به دنبال شجره نامه خود گشته تا اینکه حتی پای پیاده برای پیدا کردن شجره نامه به روستای خود در اصفهان رفته و خیلی از بستگان و خویشانش را که گم کرده بودند را میابد و شجره نامه خود را از آنان می گیرد با این حال باز دلش رضا نمی دهد سالها می گذارد تا یکی از مراجع و علمای علم انصاب برایشان در مشهد پیام می دهد که شجره نامه از نسل و ذریه  فاطمة الزهرا سلام الله علیها دارم که منتسب به شماست و این می شود که ایشان توسط آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی ملبس به لباس سادات می شوند . عالم یعنی این ، فقیه یعنی این ، دانشمند ولائی یعنی  این  ، حکیم و عارف ولوی یعنی این ، نه اینکه هر.... بیاید ریش بلندی بگذارد امامه سیاهی ببندد بگوید من منتسب به این خاندان هستم ...

   درثانی : مگر در طول تاریخ نبودن ساداتی  که در تقابل با مکتب اهل البیت علیهم سلام قرار گرفتند.



ادامه مطلب را درصفحه بعد بخوانید.....


موضوعات مرتبط: پاسخ به نقدو نظر خوانندگان عزیز
برچسب‌ها: نظام الدین کلبی, ام المومنین عایشه, سیاست های دجال
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 10:52 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

سلام
راجب ولایت فقیه آیا شرایط ولایت فقیه را خوانده ای علم وعصمت وکفایت مدیریت وآگاهی وسیاستمدار باشد خودمانی آقای صادق شیرازی سیاست ندار

باعرض ادب و احترام خدمت کلب العباس عزیز . مطالب شما را خواندم  خدا رو شکر در این مملکت یک نفر پیدا شد که از دجال های زمانه و بت هایی که برایش ساخته اند دفاع کند و در بین بحث فرار نکند . الحمدالله .

دوست عزیز شما برای ولی فقیه خود چند گذینه بیان داشتید که بد نیست این چند گذینه را باهم دیگر بررسی کنیم .

گذینه اول " علم

گذینه دوم " عصمت

گذینه سوم " کفایت و مدیریت

گذینه چهارم "  سیاست مداری

درباره علم جناب ولی فقیه !!!! شما , بنده هرچقدر که تحقیق کردم حتی یک مبحث علمی وحتی یک کتاب و مقاله معرفتی پیرامون اهل البیت علیهم سلام که از ایشان باشد را ندیدم . البته در سایت معظم له !!!! که سخنرانی های رهبر فقید تان !!! می باشد بارهای بار عایشه ملعونه و خبیثه و فاحشه را ام المومنین خطاب کرده  اند که ان شاء الله در مقالات بعدی تصمیم دارم به طور مبسوط این بیان ایشان  را از منظر تاریخ و فقه  اهل البیت علیهم سلام و کتب نامعتبر خود اهل خلاف خذله الله بررسی کنم . تا ببینم دایره علمی و  عتقادی رهبر شما تا چه اندازه کج و معوج است . ( پس باید یک مقدار دندان روی جگر بگذاری)

گذینه دوم " عصمت ؛  آیا شما قائل به عصمت رهبر خود هستید ؟ (( لطفا با یک کلمه آری یا خیر پاسخ دهید ))

گذینه سوم " کفایت مدیریت " بله کفایت و مدیرت ایشان را در سال 88 دیدیم ، که زن و دختر مردم را در زندان کهریزک مورد تجاوز قرار می دادند و بعد از فتنه هم برای حل موضوع تماس می گرفتند برای خانواده شخص و می گفتند هرکسی پرده بکارتش پاره شد اگر شکایت دارد بیاید دیه اش را بگیرد .

کفایت شما را در شیشه نوشابه کردن در مقعد پسران در همان زندان کهریزک و اوین و هزاران زندان مخوف زیر زمینی دیگر دیده ایم

این بنده خدا حتی صدا و سیمایی که مستقیم زیر نظر خودش است ، راهم نمی تواند کنترل کند . همین برنامه مزخرف خنده بازار را ببین . مرد در لباس زن ظاهر می شود و زن در لباس مرد و با هیبت مرد و سبیل کلف ظاهر می شود .آیا این از بی لیاقتی رهبران و مسئولین شما نمی باشد .

اگر این بی لیاقتی نیست ؟ پس بی لیاقتی چیست ؟

گذینه چهارم سیاست مداری" خنده دارترین بخش مسئله . سیاست شما را در تورم های هشتاد درصد اخیر و فقر و فحشائی و دین زدگی جوانان دیده ایم . به راستی چرا مردم به شما بسیجی ها فحش خواهر مادر می دهند . مگر شما ها چه کار کرده اید ؟

آن زمانی که رهبران سیاسی شما در پشت کوچه تنگ تاریک داشتند گردو بازی می کردند . خاندان بزرگ شیرازی در سیاست بودند آن از نفوض کلام شیرازی بزرگ که منع تنباکو کرد و آن از برادر فقیه و مرجع بزرگ شیعه که نابغه تالیفات قرن اخیر هستند . شما نمی دانید سیاست چیست . سیاست را بروید از این بزرگان بیاموزید که با علم وادب خود میلیون ها شیعه در عراق بحرین و اروپا و دیگر مناطق این کره خاکی را حفظ کرده اند و اندیشه ناب علوی را به آن ها می رسانند و از همین اندیشه است که سالانه صدها سنی و مسیحی و یهودی مسلمان شیعه می شود . به راستی حکومت فاسد شما تا حالا چند بدعت زده را به راه راست هدایت کرده ؟ الی اینکه  دست برادری و برابری با بدعت زدگان داده اید . شما مراجع کنید به کتاب اسلام بازیچه یهود ببیند شهید علامه سیدمحد شیرازی چه میفهمید بعد بیا برای ما دم از فهم در سیاست داشته باش...

بعد هم مگر بعد از فوت آقای خمینی خود علما ایشان رانشناختندوانتخاب کردند: چون که خبرگان کار شناسایی دارد و انتخاب آن بدست امام زمان است پیشتر علما بارضایت این آقاراانتخاب کردند

 شما را به خدا کلب العباس عزیز , شما چند سالتان است ؟  به نظر نمی آید که چنین  سطحی نگری پیرامون مسائل آن هم مسائل ولائی و اصول دین  روا باشد . بدون شک چنین تراوشات سخیفانه ای جزء از ذهن کودکانه بر نمی آید .

پدربیامرز, چه کسی به شما گفته  مجلس خبرگان کارشناسانش توسط امام زمان انتخاب شده . آیا این کارشناسان شما توقیع و اجازه نامه ای هم از حضرت دارند تا به ما نشان دهند ؟؟؟

آیا جناب هاشمی رفسنجانی که عضو مجلس خبرگان هستند توسط امام زمان انتخاب شدند ؟ آیا شما که درسال 88 درخیابان ها فریاد می زید موسوی و خاتمی و رفسنجانی اعدام باید گردند . آیا شما نبودید که مرگ بر شیخ اکبر می کردید ؟ آیا نمایندگان امام زمان را لعن می کردید ؟!!!

 

بعدهم اسلام دوران پیامبر هم تمام آشیخ های ان زمانم ولی جامعه بودند

 

بنده در هیچ یک از کتب روایی شیعه و حتی منابع و مصادر تاریخی چنین چیزی ندیده ام . نکند این هم از جعل اسناد حاکمان حکومتی تان می باشد .

اگر منظورتان از آن آشیخ ها عمر و ابابکر  و عثمان و یک عده ولد زنا مادر قهبه هستند . که باید خدمت ون عرض کنم آنها غصبان حکومت ائمه بودند و مثل شما ادعای ولایت داشتند.

 

 

 

 بعدهم تازمان آیت الله بروجردی وامام خمینی ولی فقیه بودیعنی یک نفر واولین نفر سیدصادق فرمودند ولایت فقها بعدهم قبل ازامام خمینی تا شیخ مفید نفراتی هم هدایت جامعه رادردست داشتند.

دوست عزیز قلم راندن در مورد مطالبی که اطلاعات کافی ندارید به هیچ عنوان شایسته نیست . آیت الله خمینی اصلا مرجع نبود که بعد بخواهد ولی فقه هم باشد . در زمانی که شاه علیه لعنه  حکم قتل خمینی را صادر کرده بود شبانه  خود خاندان سیدنا شیرازی و دگر مراجع رفتند برای حفظ سیادت و سیانت شیعه و علما و روحانیت شبانه  از علما و مراجع وقت آن دوره  حکم مرجعیت برای خمینی گرفتند تا او را اعدام نکنند . چون درقانون اساسی کشور اعدام مراجع اشکال داشت و مورد تعیید قانون نبود . مثل العان نبود که زندان های ما پرشود از علما و مجتهدین مخالف حکومت فاسد شما .

 


آیا شما آیه 11تا26 سوره نور رانخانده ایدکه نقل مکنند به دلیل نسبت فحشا به عایشه پیامبر ناراحت بود وخداوند این آیات رانازل کردآیا به نظر شما نسبت فحشا به عایشه بااین که زن پیامبر بوده است برای پیامبر بدنمی شود آیا پیامبر علم غیب نداشته چرا به عایشه را به همسری برگزید آیا شما می توانید شاهد از اسناد قوی بیاورید مگر قران نگفته برای نسبت فحشا به کسی چهار نفر شاهد بیارید

در مورد اثبات فاحشه بودن مادرتان عایشه . ان شا الله درمقاله بعدی . (همان مقاله ای که قرار است دایره علمی ،  ولی فقیه !!! تان را ثابت کند )

اما اجمالا می گوئیم باشد عایشه فاحشه نبود ؟ آیا شما هم همانند ولی خود این زن را ام المومنین می دانید ؟ یعنی مادر خودتان می دانید ؟ (( لطفا درپاسخ دادن حاشیه نروید و با اقتصار جواب دهید))

 

 

اگر هست بیان کنید آیا می دانید با این نسبت شما به این ام الفتنه آن وهابی حرامزاده چه نسبت هایی به حضرت فاطمه الزهرا داده است تولعن می کنی آن هم به حضرت زهرا حرف می زند.ایا می دانی بعد عایشه کشون الحبیب اهل سنت چه خطراتی برای شیعیان حوزه خلیج فارس بوجود آوردند بعد اهالی منطقه احسا ازرهبر استفتا کردند :رهبر فرمود لعن راقطع کنید بعضی وقت ها زیاده روی موجب گرفتن ان نعمت می شود واگرنه فبل ان قضیه لعن ازاد بود شیعیان بحرین وپاکستان بخاطر لعن امسال شما می میرند تو شاید درامان باشی ان شیعیان مظلوم چه؟

دوست عزیز برائت از دشمنان اهل الیت علیهم اسلام از فروع دین است لذا احتیاجی به استفتاء کردن از ولی فقیه نیست . درمورد اینکه  چرا علمای اهل بدعت (( همان برادران سنی مذهبتان )) به مادر مان (( فقط مادر ما ،  نه مادرشما )) بی بی دوعالم صدیقه شهیده سلام الله علیها جسارت کردند . به خاطر لعن بر خلفا نبود . بلکه به خاطر صدقات و اموال بیت المال شیعه بوده که ولی فقیه !! شما به صورت کاملا نامشروع در اختیار آنها قرار داده و این باعث هاری برادران تان شده .

راجب قمه زنی :من می گویم ایا از معصومین روایت درمورد قمه زنی است؟چرا باید دین را مسخره ی عالم کنید اصلا عقلا قمه زنی تایید نمی شود علما گفته اندشما علما ی قبل رامثال می زنید شما ازعالم زنده بپرس نه از مرده؟

بحث عمل پرثواب قمه زنی  یک بحث فقیه ای مبسوط است اگر ادعایی دارید دراین زمینه بفرمائید تا یک یوزر برایتان دروبلاگ درست کنم بتوانیم راحت تر مناظره کنیم .

اگر ادعایی ندارید و می خواهید همانند دیگر ملا هایی که جرات مناظره ندارند فرار کنید بهتر است یک سری به سایت مراجع بزنید و نظرشان را ببینید

(( وحید خراسانی – سید صادق شیرازی – شاهرودی – سیدصادق روحانی – سیستانی – و...))

 

 


خوب این درست است من دیوانه ومجذوب سیدالشهداهستم.
درمو ضوع کلب:کلب به فرموده امیرالمومنین ده خصلت دارکه یکی این است که با دشمن صاحبش بر خورد می کند وازدید آیات آیه ی 21 سوره کهف آیا مقام سگ رانفهمیده ای که سگ برای جدانشدن از صاحبش به دنبال آنه به غار رفت.


بنده آیات قرآن راتا حدودی می فهمم و اصلا قبل از اینکه شما جرات کنی در فضای مجازی خودت را سگ بدانی , بنده با دوستان ولائی اهل معرفت داشتیم همین موضع را جا می انداختیم . آن موقع شما کجا بودی باآن همه ناملایماتی که در حق ما می شد .

درثانی سگ ده خصلت باهم دارد تازه شد نجس . شما هنوز یک  خصلتش را نداری خود را سگ عباس بن علی علیه سلام می دانی . آیا می دانی اگر اشتباها پاچه دوستانش را بگیری چه بلائی سرت می آورند .

شما کلب العباس افکار بسیار خطرناکی داری خیلی مواظب ایمان خودت باش . بودند کسانی که با همین شور حال مثل شما یک سر نیزه دستشان دادن و آنها را انداختن به جان مردم مظلوم همانند حمله بسیجیان در سال 88 و حمله دولت در کوی دانشگاه و .... دیگر از اعتراضات مردمی و خون این مردم رو ریختن و جوانان و عزیزان این مرزو بوم را به خاک و خون کشیدن .

خدا به شما رحم کند آنگاه که ندای حضرت حق برخیزد.

 
موضوعات مرتبط: پاسخ به نقدو نظر خوانندگان عزیز
برچسب‌ها: سیاست مداری ولی فقی, ندای حق
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 8:40 ] [ اسیر سلسله ] [ ]
یاعلی حیدر مددی .

آنچه می خوانیدپاسخ  به نکته نظرات  یکی از خوانندگان وبلاگ می باشد می خواستم نام این پست را بگذارم وقتی کلب العباس جو گیر می شود دیگر بنا به دلایلی گفتم زیاد اذیتش نکنم :


نظر کلب العباس را بخوانید :

سلام
پس اگر آقای شیرازی خودشان یک ولی فقیه هستند پس دو ولایت فقیه داریم یا همان ولایت فقها است ولایت فقها نمی شود چون که:1-کشور دچارآشوب می شود چون که نظر دوآدم مانند هم ئنمی شود چون خودشان عقل داشتند.2-چرا درصدراسلام این طور نشد پیامبر می توانست با ابن عباس وامیرالمومنین کشور رااداره می کردند.3-ما درطول تاریخ بعد ازغیبت کبری پیشتازانی نظیر شیخ مفید بوده است چرا آنان نظریه ولایت فقها رانداده اند وفقط سید صادق حکم داده اند.
شما که گفته ایدبرمنکر غمه زنی لعنت:آیاحکمی ازمعصومین یاتایید آنان بر وجوب قمه زنی آمده است که شما منکرش رالعن کرده اید آیا قمه زنی دلیل عقلی دارد آیا اصلا عقلانه است چرا باید کاری بکنیم که موجب بدگمانی عوام به شیعه شود چرا اصلا باید درظاهر وملع عام باشد که درشبکه های خارجه نشان داده شود
ایا لعن می دانی یعنی چه بیخودی حرف می زنی
یاعلی



پاسخ غبارنجف

با سلام بر کلب العباس عزیز.

 

ماشاء الله اینقدر درکلمات شما تناقضات کلامی و عقیدتی وجود دارد که بنده مانده ام کدامش را پاسخ دهم . به هرحال پاسخت اینجاست هرگاه گذرت به این کلبه درویشانه ما افتاد ببین .

 

دوست عزیز شما هنوز معنی ولایت فقیه برایت روشن نشده . همه فقها و همه علمای بحق شیعه اثناء عشریه  بر عموم مردم  ولایت دارند و این را ،  ولایت فقها گویند . درنتیجه اگر بنده می گویم سیدنا شیرزای و دیگر مراجع بحق شیعه همانند وحید خراسانی و سید صادق روحانی و دیگر علمای بحق ولی فقیه هستند به این اعتبار کلامی می باشد . که شما درکش نکردی .

 

اما اینکه گفتی مملکت نمی تواند دوتا ولی فقیه داشته باشد باید به عرض برسانم بله از جهتی کاملا حق با شماست در مملکتی که ولی فقیه !!!!!!!!!!! اش عایشه فاحشه را ام المومنین بخواند و درحالی که دیگر علما و فقها آن لایق و لعن سب بدانند معلوم است که دراین مملکت نمی تواند دو ولی فقیه حکومت کنند . اصلا آشپز که دوتا شود . غذا یا شور می شود یا بینمک .

 

اما درمورد اشکال شما به عمل شریف قمه زنی  " باید به عرض برسانم اولا - این گونه شبهات پیش از این توسط علما و مراجع پاسخ داده شده است و الحمدالله چند سالی است که دوستان وبلاگ نویس علی رقم بزن بگیر های مخالفین و ناملایماتی که برآنها می شود درفضای مجازی هستند و خار چشم شبهه افکنان شده اند . می توانید یک سرچ کوچک بکنید تا پاسخ را بیابید.

ثانیا – معتقد هستم شما حالتان اصلا خوب نیست و به قول شاعر دیوانه ای - مثل اینکه امشب درجه طبت روی هزار و سیصده .......

شما که خودت را سگ حضرت عباس علیه سلام می دانید شما باچه مصدر ودلیل روایی خودت را سگ می دانی . نمی گویی ولی فقیه!!!! تان ناراحت می شود اصلا نظرش را جویا شده ای .

 

جناب کلب العباس زیاد هستند مثل شما و امثال شما که با یک شور جو گیر میدان شده اند و هنوز از راه نرسیده مقامات بالایی همچون ( غلاده بستن و سگ خواندن ) را طلب کرده ... با یک بادی آمده اند با یک بودی میروند

دراین دستگاه اگر علم نداشته باشی انقدر راهزن سر راهتان نشسته که نگو ....

دراین خانه اگر می ایی با علم و ادب بیا . اگر ندانی چرا لطمه می زنی اگر ندانی چرا خودت را سگ اهل البیت علیهم سلام می دانی مطمعن باش با یک تلنگری دوباره برمیگردی به همانجایی که آمده بودی و چه بسا هستند افرادی که از دشمنان همین دستگاه خواهند شد .


موضوعات مرتبط: پاسخ به نقدو نظر خوانندگان عزیز
برچسب‌ها: ولی فقیه منحرف, پاسخ کلب العباس
[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 11:34 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

 

یاعلی حیدر مددی

 

آنچه می خوانید برگرفته شده از کتاب امام شناسی، جلد ۱۸ اآیت الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی می باشد.

 مقدمه:

نامۀ زير متن‌ نامه‌اي‌ است‌ كه‌ حضرت‌ صديق‌ ارجمند مرحوم‌ حجّة‌ الاسلام‌ و المسلمين‌ مرد صاحب‌ علم‌ و تقوي‌ و شخصيّت‌ رحمة‌ الله‌ عليه‌: حاج‌ ميرزا حسن‌ نوري‌ همداني‌ به‌ حقير مرقوم‌ داشته‌اند. اين‌ نامه‌ به‌ تقاضاي‌ حقير از قم‌ به‌ مشهد مقدّس‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و در مورّخۀ27 شهر ذوالقعدة‌ يك‌ هزار و چهارصد و ده‌، هجريّۀ قمريّه‌ واصل‌ گرديده‌ است‌.مضمون‌ و محتواي‌ اين‌ نامه‌ را حضرت‌ مرحوم‌ نوري‌ پس‌ از مراجعتشان‌ از لندن‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نمايندگي‌ و تبليغ‌ از ساحت‌ حضرت‌ آية‌الله‌ العظمي‌ حاج‌ سيد محمدرضا گلپايگاني‌ - مدّظلّه‌ العالي‌ -[1] رفته‌ و مدّتي‌ در آنجا اشتغال‌ داشته‌اند، هنگامي‌ كه‌ بنده‌ در طهران‌ بوده‌ و به‌ مشهد مقدّس‌ رضوي‌ هجرت‌ نكرده‌ بودم‌ در طهران‌ براي‌ بنده‌ شفاهاً به‌ طور تفصيل‌ بيان‌ كرده‌اند. اينك‌ براي‌ ثبت‌ و ضبط‌ محتواي‌ آن‌ تقاضا شد كه‌ عين‌ مطالب‌ مشروحه‌ را مرقوم‌ دارند. و چون‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ در ربيع‌ المولود يكهزار و سيصد و نود و نه‌ هجريّۀ قمريّه‌ صورت‌ گرفت‌، و حقير پس‌ از يكسال‌ و دو ماه‌ يعني‌ در روز بيست‌ و چهارم‌ شهر جمادي‌ الاُولي‌ يكهزار و چهارصد به‌ ارض‌ اقدس‌ مشرّف‌ شدم‌ لهذا اين‌ واقعۀ مشروحه‌ در نامۀ ايشان‌ كه‌ در ماه‌ رمضان‌ بوده‌ است‌ تحقيقاً در شهر رمضان‌ سال‌ اول‌ انقلاب‌ يعني‌ سنۀ 1399 هجريۀ قمريّه‌ اتّفاق‌ افتاده‌ است‌ و اينك‌ متن‌ نامه‌:
پيام‌ برخي‌ از روشندلان‌ در لزوم‌ به‌ كار نبردن‌ لفظ‌ امام‌
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌
يا بقيَّة‌ الله‌ أدْرِكنا
در ماه‌ مباركي‌ كه‌ در لندن‌ بودم‌ ظاهراً روز 16 ماه‌ رمضان‌ بود كه‌ مستخدم‌ ساختمان‌ آمد گفت‌ سه‌ نفر آمده‌اند با شما كار دارند. من‌ آمدم‌ طبقۀ پائين‌ كه‌ قسمت‌ پذيرائي‌ بود. ديدم‌ سه‌ نفر جوان‌ هستند. دو نفر در سنِّ حدود 22 يا 23 سالگي‌ و يك‌ نفر تقريباً 28 ساله‌.
نشستيم‌ به‌ صحبت‌. آثار صلاح‌ در آنها ظاهر بود، بعد گفتند: آمديم‌ از شما قرآن‌ بگيريم‌ ببريم‌ بخوانيم‌. در لندن‌ كه‌ قرآن‌ در كتابخانه‌ و كتابفروشيها نيست‌. من‌ سه‌ تا قرآن‌ آوردم‌ به‌ آنها دادم‌، خداحافظي‌ كردند و رفتند.
مقداري‌ كه‌ رفته‌ بودند آن‌ جوان‌ بزرگتر برگشت‌ دم‌ در به‌ من‌ گفت‌: ما فردا شب‌ با حضرت‌ أبي‌عبدالله‌ علیه السلام ارتباطي‌ داريم‌، شما كاري‌ نداريد، سفارشي‌، سوالي‌؟!
گفتم‌: اين‌ ديدار چگونه‌ است‌؟! چطور ممكن‌ است‌؟!
گفت‌: خودت‌ مي‌داني‌، به‌ دل‌ ما افتاد كه‌ به‌ شما بگوئيم‌. خواست‌ برگردد، من‌ گفتم‌: شما اگر مي‌خواهيد سوال‌ كنيد، راجع‌ به‌ انقلاب‌ ايران‌ سوال‌ كنيد (سالهاي‌ اوائل‌ انقلاب‌ بود) كه‌ چه‌ خواهد شد و چگونه‌ مي‌شود؟!
گفتند: ما آن‌ را هفتۀ گذشته‌ از حضرت‌ أميرالمومنين‌ علیه السلام پرسيده‌ ايم‌، شما چيز ديگر بپرسيد!
من‌ گفتم‌: راجع‌ به‌ ظهور حضرت‌ وليّعصر - أرواحنا فداه‌ - و زمان‌ ظهور سوال‌ كنيد! وانگهي‌ اگر سوال‌ از ايشان‌ است‌ من‌ يكي‌ دو مطلب‌ را در نظر مي‌گيرم‌، شما جواب‌ آنها را بپرسيد! رفتند، چند روز ديگر كه‌ من‌ در همان‌ مجمع‌ مشغول ‌سخنراني‌ بودم‌ ديدم‌ هر سه‌ نفر با هم‌ آمده‌ در گوشه‌اي‌ نشستند من‌ زودتر تمام‌ كردم‌ آمدم‌ نزد آنها، صحبت‌ شروع‌ شد. در ضمن‌ من‌ از سوالها پرسيدم‌. گفتند: در مسألۀ ظهور فرمودند: همان‌ است‌ كه‌ در اخبار و احاديث‌ هست‌. اختيار و علم‌ او در نزد خداوند متعال‌ است‌. و سوالهاي‌ ديگر كه‌ در ضمير گرفته‌ بودم‌ تقريباً جواب‌ مساعدي‌ آورده‌ بودند.
و به‌ من‌ گفتند: به‌ شما سفارش‌ كردند كه‌ به‌ آقاي‌ خميني‌ نگوئيد: «امام‌ خميني‌» بگوئيد: «نائبُ الإمام‌» يك‌ همچو چيزي‌ و يك‌ دعاء مختصري‌ هم‌ به‌ من‌ دادند كه‌ بخوانم‌، و يك‌ موضوعي‌ بود گفتند: كه‌ گفته‌اند به‌ شما بگوئيم‌ و او را به‌ كسي‌ نگوئيد و گفتند.
من‌ گفتم‌: خوب‌، شما فرموديد: راجع‌ به‌ انقلاب‌ از حضرت‌ أميرالمومنين‌ علیه السلام پرسيده‌ايد! حضرت‌ چه‌ فرموده‌اند؟!
گفتند: ما پرسيديم‌، حضرت‌ فرمود: ما پرچم‌ توحيد يا پرچم‌ لا اله‌ الاّ الله‌ (ترديد از من‌ است‌) را در ايران‌ زده‌ايم‌، منتهي‌ براي‌ مردم‌ ايران‌ امتحان‌هايي‌ پيش‌ خواهد آمد تا چه‌ كنند!
گفتم‌: ارتباط‌ شما چگونه‌ است‌؟! و چطور ارتباط‌ پيدا مي‌كنيد؟!
گفت‌: ما استادي‌ داريم‌ كه‌ او رابطه‌ را درست‌ مي‌كند، بعد وقت‌ او را به‌ ما ابلاغ‌ مي‌كند. گفتم‌: چگونه‌ مثلاً؟! و او كجاست‌؟! طفره‌ رفتند بيش‌ از اين‌ نگفتند يا گفتند نمي‌توانيم‌ بگوئيم‌. وقتي‌ خواستند بروند، گفتم‌: ملاقات‌ بعدي‌ چه‌ وقت‌ باشد؟!
گفتند: نمي‌دانيم‌! چون‌ ما اختيار دردست‌ خودمان‌ نيست‌. اگر به‌ ما بگويند: برويد آفريقاي‌ سياه‌ ما فوراً حركت‌ مي‌كنيم‌، همان‌ طور كه‌ در اينجا (لندن‌) به‌ اختيار خود نيامده‌ايم‌. خلاصه‌ خداحافظي‌ كردند و رفتند و ديگر هم‌ تشريف‌ نياوردند.
اين‌ بود آنچه‌ از اين‌ ملاقات‌ به‌ خاطرم‌ مانده‌ است‌. و السلام‌ عليكم‌ و رحمة‌ الله‌ و بركاته‌. البتّه‌ در غالب‌ سوال‌ و جوابها آنكه‌ مسنّ‌تر بود با من‌ صحبت‌ مي‌كرد و آن دو نفر ديگر كمتر حرف‌ مي‌زدند.[ 2]

 

 

پاورقی :

 عزیزان برای دیدن اصل مطلب می توانید به سایت خودشان رجوع کنید (( برای مشاهده کلیک کنید))



[1]حضرت‌ سيّدالفقهاء و المجتهدين‌ حجة‌الاسلام‌ و المسلمين‌ آية‌ الله‌ تعالي‌ في‌ العالمين‌ كه‌از برجستگان‌ علم‌ و تقوي‌، و داراي‌ نفسي‌ طيّب‌ و لطيف‌ و بدون‌ هوي‌ واز مراجع‌ عظام‌ شيعه‌ بودند و در اين‌ اواخر مرجعيّت‌ به‌ ايشان‌ تقريباً انحصار يافت‌: الحاجّ السيّد محمّد الرضا الموسوي‌ الگلپايگاني‌ - اسكنه‌ الله‌ بحبوحة‌ جنَّته‌ - كه‌ با حقير فقير سوابقي‌ بس‌ درخشنده‌ و روشن‌ داشته‌اند، بعد از كسالتي‌ مديد كه‌ به‌ سه‌ سال‌ منتهي‌ گرديد چند روزي‌ در بيمارستان‌ شهر طهران‌ بستري‌ شدند در ليلۀ جمعه‌ به‌ هنگام‌ اذان‌ مغرب‌ شب‌ 24 جمادي‌ الثانيۀ سنۀ 1414 هجريّۀ قمريّه‌ در سن‌ نود و شش‌ سالگي‌ به‌ خلع‌ لباس‌ تن‌ و تخليع‌ خلعت‌ بقا آراسته‌ گرديدند. فردا صبح‌ از بيمارستان‌ كه‌ در شميران‌ بوده‌ است‌ تا راه‌ آهن‌ پس‌ از تشييع‌ عمومي‌ جنازه‌ را به‌ بلدۀ طيّبۀ قم‌ حمل‌ نموده‌ و در روز شنبه‌ سه‌ ساعت‌ به‌ ظهر مانده‌ (به‌ واسطۀ كثرت‌ جمعيّت‌ و ازدحام‌ عجيب‌ مشيّعين‌ مراسم‌ تدفين‌ در عصر روز شنبه‌ صورت‌ گرفت‌) از مسجد امام‌ حسن‌ مجتبي‌ علیه السلام تا صحن‌ مطهّر حضرت‌ معصومه‌ سلام الله علیها تشيّع‌ و در محل‌ بالاسر جنب‌ قبر استادشان‌: مرحوم‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ عبدالكريم‌ حائري‌ - تغمّده‌ الله‌ برحمته‌ - دفن‌ نمودند. فَمِنْهم‌ مَن‌ قَضَي‌ نَحْبَه‌ و منهم‌ من‌ ينتظرو مابدّلوا تَبْديلاً. (آيۀ 23 از سورۀ احزاب‌ 33(

[2] - مرحوم‌ شريعتمدار حجّة‌الإسلام‌ والمسلمين‌ آقاي‌ حاج‌ ميرزا حسن‌ نوري‌ - زاده‌ الله‌ رحمةً و غفراناً - از دوستان‌ و أعزّ أحبّه‌ و رفقاي‌ متين‌ و مودّب‌ و فاضل‌ و دين‌ دوست‌ و غيور ما بود كه‌ سابقۀ ارادت‌ حقير با او قريب‌ پنجاه‌ سال‌ مي‌باشد. وي‌ در دو سال‌ پيش‌ در اواخر ماه‌ شعبان‌ المعظّم‌ سنۀ يكهزار و چهارصد و دوازده‌ هجريّه‌ قمريّه‌ كه‌ به‌ صوب‌ سيرجان‌ عازم‌ بود در سانحۀ تصادف‌ با ماشين‌ به‌ رحمت‌ ابديّۀ رحيميّۀ حقّ متعال‌ ارتحال‌ يافت‌ و جنازه‌اش‌ را به‌ مقرّ و موطن‌ دائمي‌ خود: بلدۀ طيّبۀ قم‌ حمل‌ كردند و در يكي‌ از حجرات‌ شمال‌ غربي‌ صحن‌ بزرگ‌ به‌ خاك‌ سپردند. رحمة‌ الله‌ عليه‌ رحمةً واسعةً


موضوعات مرتبط: علوم غریبه وماوراءالطبیعه‎، عرفان حقیقی ونقدملاعین منحرف
برچسب‌ها: به خمینی امام نگوئید, رجال الغیب, میرزای نوری, امتحان مردم ایران
[ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 9:15 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

یاعلی حیدر مددی

از سید عارف ،‌آیت الله سید مهدی کشفی یکی از بزرگان و نوابغ در علوم غریبه، نسخه ای خطی در دست است که بیشتر در علوم غریبه اذکار و اوراد و ختومات مجرب می باشد

سید مهدی کشفی یکی از استاد مسلم علوم خفیه بودند چنانکه بنا به فرموده خودشان سی و شش علم از علوم غریبه را به طور عنایتی در سینه داشتند در مورد شخصیت این عارف فقیه ان شاء‌ الله بیشتر صحبت خواهم کرد ایشان ( آقا سید مهدی ) در زمان شیوخ ثلاث یعنی ( مرحوم نائینی – مرحوم کمپانی و مرحوم آقا ضیاء ) اجازه اجتهاد داشته است یعنی فقط مقام عرفانی و بعد معنوی ایشان مطرح نبوده بلکه ایشان در زمان خود جزو نوابغ علم و فقه بوده اند .

 

الی ایحال ایشان در رساله خود مطالبی را آورده که حقیر به خاطر کوری چشم جماعت خبیث عمریه و ایام نهم ربیع الاول وعید بسیار بسیار شریف عمرک ....ان . تیمنن و تبرکا خدمت دوستان ولائی خود این مطلب را نقل قول می کنم و از بی بی دوعالم سیدة النساء‌العالمین سلام الله علیها ،‌ عیدی می خواهم ....

 

نسخه خطی برگ 37

من عجائب الاسرار الذی جربته لقضاء الحوائج فلیخرج الی البر یوم الاربعاء و لاتکلم احدا و تواضاء حین خروجک عن المنزل و استغفرالله من خروجک عن المنزل الی وصولک بمکان المقصود من البر ولیتناول احد والف حصوة ولیصل رکعتین واذا تمت الصلوة فلیواجه طرف المشرق واقراء علی کل حصوة (( اللهم لعن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم لعن عمر)) مرة‌ احفر حفرة طرف یسارک وادفن الحصاة فی تلک الحفره واسئل حاجتک عن الله تعالی قبل ان تخفیها بالتراب و اخفها ببعد السئوال والیصل علی النبی ایضا الف مرة بین الطریق فان قضی الله حاجتک الی یوم الثلاثا فنعم المطلوب والاکررالعمل یوم الاربعاء فان الله تعالی یقضی حاجتک بکرمه ولطفه و هذا من مجربات الاعمال فاحفظه و اکتمه واستره عن غیره واهله وابذله الی اهله ....

 

نکته ای از صاحب وبلاگ ( غبار نجف ) حقیر می گویم کار عمر ملعون از لعن گذشته باید با او کار دیگری کرد :

 

با عمر چه کاری باید بکنیم ؟

 

وجود مبارک امام صادق علیه سلام فرمودند نحن معاشر بني هاشم نامر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهماما کوچک و بزرگ خود را امر می کنیم به لعن و سب این ملعونین

 

اما سب چیست ؟

راغب اصفهانی درالمفردات خود تعابیر مختلفی برای سب بیان کرده که یکی از آن . نیزه در مقعد یک نفر کردن است

 

نیزه ها را بلند کنید عمر دارد می آید ؟

حالا باتوجه به فرمایش وجود مبارک امام صادق فی القول و الفعل جعفربن محمد علیه سلام و تعبیربیان شده از سب ، دوستان هرکدام نیزه  هایی را که در دست دارند در مقعد این ملعون ازل و ابد بکنند . باشد که مورد عنایت حضرات قرار گیرد .

( غبارنجف)

 


موضوعات مرتبط: علوم غریبه وماوراءالطبیعه‎، عرفان حقیقی ونقدملاعین منحرف
برچسب‌ها: معنی سب, ختم مجرب تبرئی
[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 10:23 ] [ اسیر سلسله ] [ ]

آجرک الله یبن الحسن

مسلمین بداد خودتان برسید چه نشسته اید . همین طور سرتان را زیر برف کرده اید .

والله قسم یک عده آگاهانه قصد بی دین کردنتان را دارند تا برگرده شما سوار شوند .


چرا به دیگران اجازه می هید تا حقایق واقعی دین را تکذیب کنند و با عقاید مردم بازی کنند .

آن از صمدی آملی که اصحاب یزید و شمر ملعون را جهنمی کرد و آن امثال تسخری که اصحاب

سقیفه را برگرده ما سوار کرد تا جائی که منکر شهادت بی بی دو عالم شدند و مقبره شاه

کاشی ابولوء لوء را بستند ..

و امروز یک روحانی تازه به دوران رسیده که منکر رقیه بنت الحسین علیه سلام شده . وا مصیبتا از این همه رنج و زخمی که از جانب ما به مولای غریب مان وارد می شود . تا چند روز پیش صدقه دادیم برای سلامتی مولای غریبمان گفتیم آقا جان تن جد تان را پیش چشمان ناموسش عریان کردند ( عریان می فهمی یعنی چی ؟ یعنی , شلوار هم بردند) ..

گفتیم اقا جان سر شما سلامت ان شاء الله می آییبرای سر شکسته عمه جانت و پهلوی شکسته مادرت مرحم می آوری ...

به اعزرائیل علیه سلام می گفتیم : ای اجل چند روزی را محلت بده وعده ما ظهر عاشورا کنار قتلگاه . نمی دانم شاید کنار علقمه و شاید هم خیمه گاه ...

باورکنید خون به جگر ماست یبن الحسن دست ما به جائی بند نیست . چه کنیم آقا شما بفرمائید چه کنیم

شما را به خدا در بین این همه مستمع یک مرد پیدا نشد جوابش را بدهد . بله که پیدا نمی شود خانه زهرای مرضیه را وقتی آتش زدن با وجود صدها هزار مسلمان فقط سلمان سیصد ساله از علی دفاع کرد
این غربت دین است این غربت مولای ماست

در تاریخ آمده زبیر ملعون برای دفاع از بی بی مظلوم عالم شمشیر کشید اما پایش لیز خورد و افتاد . شمشیرش را گرفتند و دست گیرش کردند .


معلوم است که پای مان لیز می خورد . پدر جان مگر هرکسی لیاقت دارد از ولایت دفاع کند . مگر هرکسی لیاقت دارد همانند میثم تمار سرش بالای دار رود

 

 

 

آنچه می بینید و می شنوید پخش شده از برنامه راه سعادت شبکه یک جمهوری ایران است . خوب ببیند و بشنوید تا ضال و مضل بودن آقایان بیش از پیش برایتان ثابت شود 


 

موضوعات مرتبط: پاسخ به شبهات
برچسب‌ها: رقیه بنت الحسین, انکار حقیقت عاشوا راه سعادت راه شیطان
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 10:33 ] [ اسیر سلسله ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله في الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

مهمترین مطلب درک عاشوراست واین قضیۀ بی سابقه و بی لاحقه در تاریخ بشریت نه درک شده و نه هم بیان شده، منتها عمده این است که این ایام بهار است اما بهار قلوب. نسیم فیض او، اثرش این است که در این چند روز به حکم: إن للحسین محبة مکنونة، آن حب خواه ناخواه شکفته می شود و از این موقعیت حداکثر استفاده باید بشود


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 10:14 ] [ اسیر سلسله ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نشان اهل خدا عاشقی است ..
باخوددار...
دربلاهم میچشم لذات او
مات اویم مات اویم مات او...
امکانات وب